نفت و اقتصاد و چیزهای دیگر tag:http://pooya1973.mihanblog.com 2017-10-24T07:27:32+01:00 mihanblog.com سایت 2014-01-11T07:33:14+01:00 2014-01-11T07:33:14+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/365 پویا نعمت الهی می‌گویند اگر مدتی مطلب در این وبلاگ نگذاریم، ممکن است حذف شود.به هر حال الان حدود 5  سالی می‌شود که در سایت شخصی‌ام هستمwww.khialekhab.com
به هر حال الان حدود 5  سالی می‌شود که در سایت شخصی‌ام هستم


www.khialekhab.com


]]>
منزل نو 2011-12-19T06:50:52+01:00 2011-12-19T06:50:52+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/364 پویا نعمت الهی در این‌جا هستم:www.khialekhab.com در این‌جا هستم:

www.khialekhab.com

]]>
انتقال 2010-08-09T03:52:29+01:00 2010-08-09T03:52:29+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/363 پویا نعمت الهی این وبلاگ به این آدرس انتقال یافت:www.khialekhab.com این وبلاگ به این آدرس انتقال یافت:

www.khialekhab.com

]]>
آدرس سایت جدید من + یک سؤال! 2010-05-04T01:13:40+01:00 2010-05-04T01:13:40+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/361 پویا نعمت الهی با این‌که اردیبهشت ماه امسال، یک سالی می‌شود که در سایت شخصی‌ام می‌نویسم و تقریباً همه هم آدرس سایت را می‌دانند و حتی در لینک دوستان هم به آدرس جدید شناسانده شده‌ام، و آدرس سایت را هم در همین وبلاگ ذکر کرده‌ام، اما با این وجود باز هم یک سؤال برای من باقی مانده است. طبق آمار میهن‌بلاگ، روزانه به طور متوسط بالای 180 تا بازدید از همین وبلاگ صورت می‌گیرد. اما آمار سایت جدید من مطابق آمار google analytics به زحمت به مرز 60 تا بازدید می‌رسد.حالا آمار میهن‌بلاگ سر کاری است یا گوگل، هن

با این‌که اردیبهشت ماه امسال، یک سالی می‌شود که در سایت شخصی‌ام می‌نویسم و تقریباً همه هم آدرس سایت را می‌دانند و حتی در لینک دوستان هم به آدرس جدید شناسانده شده‌ام، و آدرس سایت را هم در همین وبلاگ ذکر کرده‌ام، اما با این وجود باز هم یک سؤال برای من باقی مانده است.

طبق آمار میهن‌بلاگ، روزانه به طور متوسط بالای 180 تا بازدید از همین وبلاگ صورت می‌گیرد.

اما آمار سایت جدید من مطابق آمار google analytics به زحمت به مرز 60 تا بازدید می‌رسد.

حالا آمار میهن‌بلاگ سر کاری است یا گوگل، هنوز نمی‌دانم!

آدرس سایت من

www.khialekhab.com

]]>
اسباب‌کشی 2009-09-15T05:23:32+01:00 2009-09-15T05:23:32+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/360 پویا نعمت الهی این وبلاگ به دامنه‌ی شخصی زیر منتقل شد:www.khialekhab.com این وبلاگ به دامنه‌ی شخصی زیر منتقل شد:


www.khialekhab.com

]]>
آدرس جدید سایت من 2009-08-10T09:46:42+01:00 2009-08-10T09:46:42+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/359 پویا نعمت الهی در تمام مدتی که عزیزم؛ عباس خسروبیگی؛ گرفتار سر و سامان دادن به سایت جدید من بود، همیشه این دلهره را داشتم که تمام مطالب همین وبلاگ، عیناً به سایت‌ام هم منتقل شود.خود عباس هم می‌گفت که آدم نباید بیش‌تر از یک آدرس اینترنتی داشته باشد.اما از نظر فنی مشکل کار در این بود که چگونه مطالب و یادداشت‌های این وبلاگ را به آدرس سایت جدید بفرستیم.این کار برایم خیلی مهم بود، چون بعد از آن‌که میهن بلاگ در سال 1386 به هم ریخت (سرور مربوطه دچار مشکل فنی شد و خیلی از وبلاگ‌ها هم از بین رفت؛ منجمله وبلاگ قبلی
در تمام مدتی که عزیزم؛ عباس خسروبیگی؛ گرفتار سر و سامان دادن به سایت جدید من بود، همیشه این دلهره را داشتم که تمام مطالب همین وبلاگ، عیناً به سایت‌ام هم منتقل شود.
خود عباس هم می‌گفت که آدم نباید بیش‌تر از یک آدرس اینترنتی داشته باشد.
اما از نظر فنی مشکل کار در این بود که چگونه مطالب و یادداشت‌های این وبلاگ را به آدرس سایت جدید بفرستیم.
این کار برایم خیلی مهم بود، چون بعد از آن‌که میهن بلاگ در سال 1386 به هم ریخت (سرور مربوطه دچار مشکل فنی شد و خیلی از وبلاگ‌ها هم از بین رفت؛ منجمله وبلاگ قبلی این حقیر که مشتمل که بایگانی تعداد زیادی از یادداشت‌های مطبوعاتی من هم بود)؛ همیشه می‌ترسیدم چگونه باید این مطالب را در فضای وب نگهداری کنم.
به هر حال از آن‌جا که کار را به کاردان سپرده بودم، مشکل حل شد و می‌توانید همه‌ی مطالب این وبلاگ را در سایت جدید من مطالعه کنید.
باز هم می‌گویم که دیگر در این وبلاگ نیستم.
به آدرس جدید رفته‌ام

www.khialekhab.com





]]>
اسباب‌کشی 2009-06-01T22:35:52+01:00 2009-06-01T22:35:52+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/358 پویا نعمت الهی دیگر در این وبلاگ نیستم.به آدرس جدید نقل‌مکان کرده‌ام.اگر دوست داشتید صحبتی کنیم و حرف و حدیثی بود، بی‌زحمت یک کلیک دیگر خرج این حقیر کنید و بیایید به این آدرس زیر:www.khialekhab.com دیگر در این وبلاگ نیستم.
به آدرس جدید نقل‌مکان کرده‌ام.
اگر دوست داشتید صحبتی کنیم و حرف و حدیثی بود، بی‌زحمت یک کلیک دیگر خرج این حقیر کنید و بیایید به این آدرس زیر:

www.khialekhab.com


]]>
تاریخ مصرف (از متن یک نامه) 2009-05-20T00:09:43+01:00 2009-05-20T00:09:43+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/357 پویا نعمت الهی اما افسوس گرچه همیشه می‌گویند که همیشه می‌مانند اما ماندن بیشترشان از جنس ماندن من و تو نیست. تاریخ انقضاء دارد. هرچند ممکن است مثل شیرهای میهن که در قفسه‌ی سوپرمارکت‌ها می‌فروشند، ادعا شود که تاریخ انقضاء ندارند، اما هر زمان که آن‌ها را باز کنی پس از مدتی نه‌چندان طولانی فاسد می‌شوند. یعنی تاریخ انقضای آن‌ها دقیقاً از تاریخ بازکردن‌شان آغاز می‌شود. مثل خیلی از رابطه‌هایی که  داریم  و این خودمان هستیم که تاریخ انقضای روابط‌ما

اما افسوس گرچه همیشه می‌گویند که همیشه می‌مانند اما ماندن بیشترشان از جنس ماندن من و تو نیست. تاریخ انقضاء دارد. هرچند ممکن است مثل شیرهای میهن که در قفسه‌ی سوپرمارکت‌ها می‌فروشند، ادعا شود که تاریخ انقضاء ندارند، اما هر زمان که آن‌ها را باز کنی پس از مدتی نه‌چندان طولانی فاسد می‌شوند. یعنی تاریخ انقضای آن‌ها دقیقاً از تاریخ بازکردن‌شان آغاز می‌شود. مثل خیلی از رابطه‌هایی که  داریم  و این خودمان هستیم که تاریخ انقضای روابط‌مان را رقم می‌زنیم.

======

پانوشت: همین مطلب در سایت شخصی من در این‌جا

به آن‌جا هم سر بزنید.


]]>
اعتیاد 2009-05-18T05:26:15+01:00 2009-05-18T05:26:15+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/356 پویا نعمت الهی ]]> منزل نو 2009-05-16T00:33:43+01:00 2009-05-16T00:33:43+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/355 پویا نعمت الهی چند مطلب پایین‌تر، از تصمیم‌ام برای خارج شدن از این هیات وبلاگی و تاسیس یک سایت شخصی حرف زده بودم و این‌که اگر کسی می‌تواند کمکی کند، به من اطلاع دهد.در این میان، عباس خسروبیگی عزیز اجابت کرد و با کمک‌های او، سایت جدیدم شکل گرفت.البته هنوز قسمت زیادی از کار مانده است و باید مطالب وبلاگ را به این آدرس جدید منتقل کنیم (بهتر بگویم؛ عباس عزیز منتقل کند!)آدرس جدید من این استhttp://www.khialekhab.com/فعلا تا تمام شدن کار سایت، در همین‌ وبلاگ حضور دارم تا دستم راه بیفتد.
چند مطلب پایین‌تر، از تصمیم‌ام برای خارج شدن از این هیات وبلاگی و تاسیس یک سایت شخصی حرف زده بودم و این‌که اگر کسی می‌تواند کمکی کند، به من اطلاع دهد.
در این میان، عباس خسروبیگی عزیز اجابت کرد و با کمک‌های او، سایت جدیدم شکل گرفت.
البته هنوز قسمت زیادی از کار مانده است و باید مطالب وبلاگ را به این آدرس جدید منتقل کنیم (بهتر بگویم؛ عباس عزیز منتقل کند!)
آدرس جدید من این است
http://www.khialekhab.com/
فعلا تا تمام شدن کار سایت، در همین‌ وبلاگ حضور دارم تا دستم راه بیفتد.
]]>
جشنواره‌ی کتاب 2009-05-14T05:32:00+01:00 2009-05-14T05:32:00+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/354 پویا نعمت الهی دیروز فرصتی دست داد تا به نمایشگاه کتاب بروم. ازدحام کلافه‌کننده‌ای بود. یاد برگزاری تئاتر فجر افتادم و آن اظهارنظر دقیق فرهاد عزیزم در مورد تئاتر  و بالاخره این‌که آن داستان، برای کتاب و جشنواره‌ی کتاب هم کاملا مصداق دارد. لینک مرتبط: حق با وزیر ارشاد است.

دیروز فرصتی دست داد تا به نمایشگاه کتاب بروم.

ازدحام کلافه‌کننده‌ای بود. یاد برگزاری تئاتر فجر افتادم و آن اظهارنظر دقیق فرهاد عزیزم در مورد تئاتر  و بالاخره این‌که آن داستان، برای کتاب و جشنواره‌ی کتاب هم کاملا مصداق دارد.

لینک مرتبط: حق با وزیر ارشاد است.

]]>
با این همه تناقض آماری چه کنیم؟ 2009-05-14T02:26:23+01:00 2009-05-14T02:26:23+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/353 پویا نعمت الهی یادداشت من در روزنامه‌ی اعتماد را در این‌جا ببینید یا در ادامه:===============اگر یک مخاطب فهیم در مقام یک سوال کننده، این پرسش را مطرح کند که چرا برای یک مولفه یا یک پدیده در اقتصاد کشور، شاهد آمار و ارقام متفاوت و بعضاً متناقضی هستیم، در جواب او چه باید گفت؟ مسلماً پاسخ به این سوال در شرایط جاری، از دو حال خارج نیست؛ یا مقامات کشور اصلاً نیازی به ارائه این گونه آمار و ارقام احساس نمی کنند یا اساساً هماهنگی و درک درستی از موضوع مورد بحث ندارند یا حداقل از ابزارهای نامناسبی برای محاسبه و ا یادداشت من در روزنامه‌ی اعتماد را در این‌جا ببینید یا در ادامه:
===============
اگر یک مخاطب فهیم در مقام یک سوال کننده، این پرسش را مطرح کند که چرا برای یک مولفه یا یک پدیده در اقتصاد کشور، شاهد آمار و ارقام متفاوت و بعضاً متناقضی هستیم، در جواب او چه باید گفت؟
مسلماً پاسخ به این سوال در شرایط جاری، از دو حال خارج نیست؛ یا مقامات کشور اصلاً نیازی به ارائه این گونه آمار و ارقام احساس نمی کنند یا اساساً هماهنگی و درک درستی از موضوع مورد بحث ندارند یا حداقل از ابزارهای نامناسبی برای محاسبه و اعلام شاخص ها بهره می گیرند.
روشن است هر کدام از این حالت ها، در واقع دو روی یک سکه هستند و آن اینکه مقامات تصمیم گیر (و نه الزاماً بخش کارشناسی) دولت، تمایلی به عرضه دقیق آمارهای محتوی عملکرد خود ندارند چرا که به خوبی از این حقیقت آگاهند که این آمارها می تواند به مثابه ابزارهای تحلیل کارشناسی، در نهایت به بررسی و حسابرسی عملکرد آنها منجر شود که شاید این شیوه آماری در وزارت نفت، اهدافی چون تضعیف بدنه کارشناسی مستقل را دنبال می کند.
به همین خاطر کمتر پیش می آید که شاهد ارائه دقیق و همسنگ و هماهنگی از این گونه آمارها باشیم.
بخش نفت به عنوان یکی از اساسی ترین بخش های کشور، مدتی است که به این شیوه درغلتیده و ظاهراً کسی توجه زیادی به این آمارها نشان نمی دهد.
در این مجال به گوشه یی از این آمارها اشاره می کنیم؛
اما به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، ادعا شده همین میزان سرمایه گذاری از محل منابع داخلی، طی چهار سال 1384 تا 1387، حدود یک و نیم میلیارد دلار است.2
با این اوصاف معلوم نیست چه بلایی بر سر سرمایه گذاری «از منابع داخلی» طی سال های قبلی آمده است؟،،
1- در سایت شبکه اطلاع رسانی نفت و انرژی (وابسته به روابط عمومی وزارت نفت) از قول مدیرعامل شرکت ملی نفت ادعا شده میزان سرمایه گذاری در شرکت ملی نفت طی سال 1387، حدود 5/10 میلیارد دلار بوده که میزان 9 میلیارد آن از محل منابع داخلی بوده است.1 2- پایگاه اطلاع رسانی دولت اعلام کرده در دوره چهار ساله 1384 تا 1387، میزان سرمایه گذاری در صنعت نفت حدود بیش از 48 میلیارد و 300 میلیون دلار بوده است.
بقیه در ادامه‌ی مطلب:
]]>
لذت 2009-05-13T03:24:01+01:00 2009-05-13T03:24:01+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/352 پویا نعمت الهی این انتخابات برای خودش مختصات خاصی دارد که البته همه‌ی ما کم و بیش از آن مطلع هستیم و چیزهایی دیده و یا شنیده‌ایم. صرف‌نظر از این‌که چه دیدگاه‌هایی در مورد نوع مطالبات خود از بالاترین مقامات اجرایی کشور داریم، فکر می‌کنم خیلی‌ها تا حالا کاندیداهای خودشان را انتخاب کرده‌اند. مثلا آن دسته از عزیزانی که  اهل فرهنگ و هنر و ادبیات هستند، مسلماً به آقای موسوی رای می دهند. برخی از تندروها و یا اصول‌گرایان هم که مشخص است به چه کسی

این انتخابات برای خودش مختصات خاصی دارد که البته همه‌ی ما کم و بیش از آن مطلع هستیم و چیزهایی دیده و یا شنیده‌ایم.

صرف‌نظر از این‌که چه دیدگاه‌هایی در مورد نوع مطالبات خود از بالاترین مقامات اجرایی کشور داریم، فکر می‌کنم خیلی‌ها تا حالا کاندیداهای خودشان را انتخاب کرده‌اند.

مثلا آن دسته از عزیزانی که  اهل فرهنگ و هنر و ادبیات هستند، مسلماً به آقای موسوی رای می دهند. برخی از تندروها و یا اصول‌گرایان هم که مشخص است به چه کسی رای می‌دهند.

اما حکایت آدمی مثل من  که علاوه بر فرهنگ، دغدغه‌های دیگری را (منجمله اقتصاد) در ذهن دارد،  تا حدودی متفاوت‌تر است و دارم دوران سردرگمی را می‌گذارم.

اما تحت هر شرایطی و در حالی که مجبورم از خیلی از مطلوبات‌ام عقب‌نشینی کنم، وضعیت‌ام مشابه آن ضرب‌المثل معروف است که می‌گوید: «اگر کسی خواست به زور به تو تجاوز کند و  تو  قدرت  مقابله نداری؛ حداقل لذت‌اش را ببر»

حالا که که سال‌هاست زیر فشار تجاوز قرار دارم. توان مقابله هم  ندارم.

آیا به نظر شما می‌شود لذت‌اش را  ببرم؟

لطفا راهنمایی کنید.

]]>
در مورد برخی اقتصاددانان وطنی 2009-05-11T04:02:27+01:00 2009-05-11T04:02:27+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/351 پویا نعمت الهی پیرو بروز بحران اقتصادی در غرب، بلافاصله بیشتر اقتصاددانان وطنی، به شرح و بسط تحولات اقتصادی آن ور آب‌ها پرداختند و چه نظریه‌هایی که در این  مورد، ارائه ندادند. من با اقتصاددانان مطرح خارجی ارتباطی ندارم و تحولات اقتصادی دنیا را فقط از طریق برخی رسانه‌های اینترنتی خارجی دنبال می‌کردم که البته دامنه‌ی بسیار محدود (صرفاً موردی) را شامل می‌شد. حالا تعجب‌ام از این دسته اقتصاددانان وطنی است که یادداشت‌ها و تحلیل‌های آن‌چنانی در باب این موضوع می‌نویسند و صاحب‌منصبان اقتصادی غ

پیرو بروز بحران اقتصادی در غرب، بلافاصله بیشتر اقتصاددانان وطنی، به شرح و بسط تحولات اقتصادی آن ور آب‌ها پرداختند و چه نظریه‌هایی که در این  مورد، ارائه ندادند.

من با اقتصاددانان مطرح خارجی ارتباطی ندارم و تحولات اقتصادی دنیا را فقط از طریق برخی رسانه‌های اینترنتی خارجی دنبال می‌کردم که البته دامنه‌ی بسیار محدود (صرفاً موردی) را شامل می‌شد.

حالا تعجب‌ام از این دسته اقتصاددانان وطنی است که یادداشت‌ها و تحلیل‌های آن‌چنانی در باب این موضوع می‌نویسند و صاحب‌منصبان اقتصادی غرب را به انواع و اقسام تهمت‌ها (مانند کج‌فهمی و بی‌برنامگی و ناآگاهی و ..) می‌نوازند.

حالا کسی نیست بگوید که اگر آن‌ها نمی‌فهمند و یا حواسشان نبود، پس خود شما حضرات چکار می‌کردید.

شما که برای همه‌ی تحولات اقتصادی دنیا، راهکار و برنامه و روش‌های مقابله دارید، چرا وقتی فهمیدید که کار از کار گذشته بود؟

یادداشتی در سایت الف دیدم که از نشریه‌ی «بیزنس ویک» اقتباس شده است که نویسنده‌ی یادداشت، به طور تلویحی حرف جالی می‌زند. او می‌گوید:

«گر شما یک اقتصاددان باشید و نتوانید حوادث و اتفاقات اقتصادی آینده را تا حدودی پیش‌بینی کنید، باید به طور جدی در اعتبار آموخته‌هایتان شک کنید و بهتر است بروید کاری ارزشمند برای جامعه همچون چیدن سبزیجات انجام بدهید»

]]>
خطر 2009-05-11T01:50:16+01:00 2009-05-11T01:50:16+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/350 پویا نعمت الهی مکان: اصفهان-  حاشیه‌ی زاینده‌رود- بالاتر از 33 پلزمان: نیمه‌ی اردبیهشت 88


مکان: اصفهان-  حاشیه‌ی زاینده‌رود- بالاتر از 33 پل
زمان: نیمه‌ی اردبیهشت 88
]]>
نعمت‌زاده و ستاد انتخاباتی میرحسین 2009-05-09T05:46:44+01:00 2009-05-09T05:46:44+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/349 پویا نعمت الهی شنیدم که میرحسن قصد داشته تا نعمت‌زاده را به عنوان رییس بخش نفت ستاد انتخاباتی‌اش انتصاب کند. این تصمیم بلافاصله با مخالفت و موضع‌گیری برخی متخصصین  و فرهیختگان صنعت نفت مواجه شده و البته میرحسن هم از سر هوشمندی، از این کار منصرف شد و شخص دیگری را بدین منظور انتخاب و معرفی کرده است.

شنیدم که میرحسن قصد داشته تا نعمت‌زاده را به عنوان رییس بخش نفت ستاد انتخاباتی‌اش انتصاب کند. این تصمیم بلافاصله با مخالفت و موضع‌گیری برخی متخصصین  و فرهیختگان صنعت نفت مواجه شده و البته میرحسن هم از سر هوشمندی، از این کار منصرف شد و شخص دیگری را بدین منظور انتخاب و معرفی کرده است.

]]>
آیینه‌ی غبارگرفته‌ی اطلاع‌رسانی در صنعت نفت 2009-05-05T03:04:50+01:00 2009-05-05T03:04:50+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/348 پویا نعمت الهی مجموعه نوشتارهای آماری من که به بررسی سوتی‌های آماری مقامات مختلف دولت در رابطه با ارائه‌ی آمارهای مغلوط در حوزه‌ی صنعت نفت کشور می‌پرداخت، دستمایه‌ی یادداشت بلندی شد که در نشریه‌ی «گستره‌ی انرژی» منتشر شد. توضیح این که یادداشت فوق در مقطع آمار 4 نوشته شده و اگر قرار بود یادداشت فوق در مقطع حاضر (که تا آمار 11 رفته‌ایم) نوشته می‌شد، مسلماً حجم مطلب خیلی بالاتر می‌رفت.============

مجموعه نوشتارهای آماری من که به بررسی سوتی‌های آماری مقامات مختلف دولت در رابطه با ارائه‌ی آمارهای مغلوط در حوزه‌ی صنعت نفت کشور می‌پرداخت، دستمایه‌ی یادداشت بلندی شد که در نشریه‌ی «گستره‌ی انرژی» منتشر شد.

توضیح این که یادداشت فوق در مقطع آمار 4 نوشته شده و اگر قرار بود یادداشت فوق در مقطع حاضر (که تا آمار 11 رفته‌ایم) نوشته می‌شد، مسلماً حجم مطلب خیلی بالاتر می‌رفت.
============

می‌گویند که «آمار»،  علم و هنر جمع‌آوری، تعبیر و تجزیه و تحلیل داده‌ها و استخراج تعمیم‌های منطقی در مورد پدیده‌های تحت بررسی است.
معادل كلمة‌ی آمار در زبان انگلیسی Statistics  است كه از لحاظ تاریخی، از كلمة‌ی لاتین «status » مشتق شده و یكی از معانی كلمة‌ی اخیر، ناظر بر مفهوم امروزی «دولت» است.  آمارهای رسمی، آمارهایی هستند كه توسط دستگاه‌های  حكومتی به منظور استفاده در تصمیم‌سازی، برنامه‌ریزی، سیاستگذاری، موضوعات پژوهشی و اطلاع‌رسانی در مورد وضعیت عمومی كشور، تولید و منتشر می‌شود که قاعدتا همه‌ی این پژوهش‌ها و گزارش‌ها، مستلزم جمع‌آوری داده‌ها به وسیله‌ی فرایند آزمایش ،مشاهده و استنباط و نتیجه‌گیری است.  

اما این «علم» و «هنر» در عرصه‌ی حیاتی ترین دستگاه اقتصادی کشور (یعنی وزارت نفت)، چه جایگاهی دارد؟ به عبارت دیگر، مسئولان حوزه‌ی نفت کشور، تا چه اندازه خود را مقید به ارائه‌ی آمارهای دقیق و مبتنی بر واقعیت می دانند. و اساسا‌ً این‌که این آمارها تا چه اندازه با سایر آمارهای مشابه (که اتفاقا از مراجع همان وزارت‌خانه صادر می‌شود)، هم‌خوانی و هم‌پوشانی دارد؟

اکنون مدتی است که ناظرین و کارشناسان نفتی، از این نهضت «اطلاع‌رسانی» نامناسب اظهار نارضایتی کرده؛ چرا که بواسطه‌ی تعدد آمارهای متناقض، عملا‌ً امکان ارائه‌ی نقطه‌نظرات کارشناسی در رابطه با صنعت نفت کشور، تا حدود زیادی سلب می‌شود. هر تحلیل فنی، می‌بایستی بر اساس آمارهای دقیق صورت گیرد و بالاطیع، انتشار و تفرق آمارهای منتشره، نتیجه‌ای جز مخدوش ساختن و بی‌اعتبار شدن تحلیل‌ها را به دنبال ندارد.

اگر نگاه خوش‌بینانه‌ای به این وضعیت داشته و این انحرافات آماری را پدیده‌ای ناخواسته تلقی کرده و آن را صرفا‌ً به حساب عدم هماهنگی بخش‌های مختلف صنعت نفت (و در راس آنها روابط‌عمومی آن وزارت‌خانه) بگذاریم، باز هم جای تاسف فراوانی از این بابت خواهد بود. و اگر آن‌گونه که برخی بدبینان اظهار می‌دارند این وضعیت را باید محصول یک حرکت حساب‌شده در راستای تضعیف بدنه‌ی کارشناسی و تحلیل‌گران نفتی در ارائه‌ی تصاویر درست و واقعی از چگونگی حرکت و نظام‌های هدایت‌کننده‌ی این صنعت سترگ دانست؛ باز هم چیزی از مراتب تاسف ما نخواهد کاست.

این حق طبیعی آن وزارت‌خانه و هر دستگاه دیگری است که برای ارائه‌ی ارقام و اعداد مربوط به فعالیت‌های واحدهای‌شان، از «آمار» استفاده کنند، ولی ظاهرا‌‌ً مشکل در این‌جاست که چون این كار را چندان تخصصی نمی‌دانند، لذا به جای به‌كارگیری كارشناسان آمار، از افرادی بهره می‌برند كه آشنایی مختصری با این علم دارند.


به هر حال باید اعتراف کرد که در حال حاضر، آمارهای متناقض و بعضا‌ً ناهمسویی از جانب برخی مراجع وزارت نفت منتشر می‌شود که در این مجال، قسمتی از آن را باز گو می‌کنیم. توضیح این‌که محور این یادداشت، توجه و تمرکز بر ارقام اعلام شده‌ی آن وزارت‌خانه در حوزه‌‌های مرتبط با سرمایه‌گذاری است.

 

در مورخ 28 فروردین ماه 1387، سایت شانا (مرکز رسمی اطلاع‌رسانی وزارت نفت) از قول وزیر نفت چنین نوشت:

«وزیر نفت مهم‌ترین چالش توسعه‌ی صنعت نفت را، تامین مالی پروژه‌ها اعلام و تصریح کرد: در زمینه آسیب‌شناسی صنعت نفت و عمده موانع موجود در راه رسیدن به اهداف چشم‌انداز ملی در بخش های نفت و گاز، مسئله‌ی تامین مالی، مهم ترین چالش توسعه این صنعت است...    مهندس نوذری میزان سرمایه‌گذاری مورد نیاز در بخش‌های مختلف صنعت نفت تا افق 1403 را بیش از 500  میلیارد دلار برآورد کرد و گفت: از این میزان، 121 میلیارد دلار در برنامه‌ی چهارم توسعه پیش بینی شده است. ( http://www.shana.ir/129092-fa.html)

از طرف دیگر در مورخ آذر ماه 1387، سایت شانا از قول معاون وزیر نفت در امور مهندسی و ساخت داخل چنین منتشر کرده که: «بر اساس برآوردها، تا ده سال آینده، دست کم باید 145 میلیارد دلار در صنعت نفت سرمایه‌گذاری شود»    http://www.shana.ir/136345-fa.htm  )

اما مدیر امور حقوقی شرکت ملی نفت ایران هم در بهمن ماه 1387 اظهار داشته اند که «سرمایه گذاری مورد نیاز برای توسعه بخش های مختلف صنعت نفت کشور تا سال 1394، حدود 150 میلیارد دلار پیش بینی می شود».

http://www.shana.ir/138360-fa.html

سپس به اظهارات مدیرعامل شرکت نار و کنگان می‌رسیم که طبق گفته‌ی ایشان منتشره در سایت شانا مورخ بهمن ماه 1387، «در 10 سال آینده به 100 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در بخش بالادستی صنعت نفت نیاز داریم»

 http://www.shana.ir/138415-fa.html

====================

همان‌گونه که ملاحظه می‌شود، تفارق آمارهایی که از زبان مسئولان وزارت نفت جاری شده است، به حدی است که حتی امکان تشخیص رقم درست و یا غلط وجود ندارد. به این اعداد دقت کنید:


]]>
آمار (11) 2009-05-04T05:38:37+01:00 2009-05-04T05:38:37+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/347 پویا نعمت الهی در این‌جا از قول مدیرعامل شرکت ملی نفت ادعا شده که میزان سرمایه‌گذاری در شرکت ملی نفت طی سال 1387، حدود ده و نیم میلیارد دلار بوده که میزان 9 میلیارد آن از محل منابع داخلی بوده است. اما در این‌جا  و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، ادعا شده که طی چهار سال 1384 تا 1387، حدود یک‌ و نیم میلیارد دلار است. با این اوصاف. معلوم نیست چه بلایی بر سر سرمایه‌گذاری «از منابع داخلی» در طی سال‌های قبلی آمده است؟!!===========لینک مرتبط برای دیدن آمارهای از (1) تا (10) در این‌جا

در این‌جا از قول مدیرعامل شرکت ملی نفت ادعا شده که میزان سرمایه‌گذاری در شرکت ملی نفت طی سال 1387، حدود ده و نیم میلیارد دلار بوده که میزان 9 میلیارد آن از محل منابع داخلی بوده است.

اما در این‌جا  و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، ادعا شده که طی چهار سال 1384 تا 1387، حدود یک‌ و نیم میلیارد دلار است.

با این اوصاف. معلوم نیست چه بلایی بر سر سرمایه‌گذاری «از منابع داخلی» در طی سال‌های قبلی آمده است؟!!

===========

لینک مرتبط برای دیدن آمارهای از (1) تا (10) در این‌جا

]]>
درخواست کمک 2009-05-04T02:19:52+01:00 2009-05-04T02:19:52+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/346 پویا نعمت الهی تصمیم دارم از این هیات وبلاگی خارج بشوم و یک سایت اختصاصی برای خودم راه‌اندازی کنم؛ طوری که همه‌ی یادداشت‌های این وبلاگ (که بایگانی یادداشت‌های مطبوعاتی و شخصی هم هست)؛ به آن سایت منتقل شود. نمی‌دانم باید چگونه عمل کنم. هرکسی که می‌داند، و یا آدم این‌کاره‌ای را می‌شناسد، بی‌زحمت به من هم اطلاع دهد. ممنون می‌شوم.

تصمیم دارم از این هیات وبلاگی خارج بشوم و یک سایت اختصاصی برای خودم راه‌اندازی کنم؛ طوری که همه‌ی یادداشت‌های این وبلاگ (که بایگانی یادداشت‌های مطبوعاتی و شخصی هم هست)؛ به آن سایت منتقل شود.

نمی‌دانم باید چگونه عمل کنم.

هرکسی که می‌داند، و یا آدم این‌کاره‌ای را می‌شناسد، بی‌زحمت به من هم اطلاع دهد.

ممنون می‌شوم.

]]>
دایره‌های بی‌دلیل 2009-05-02T04:22:58+01:00 2009-05-02T04:22:58+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/344 پویا نعمت الهی تو کسی را دوست داری و او، دیگری را من، تو را و تو، دیگری را او، من را و من، دیگری را این مهره‌ها را هرطور بچرخانی تمام نمی‌شود این بازی با این همه؛ بیا سرگرم می‌شویم شاید هم لحظه‌ای در این جابه‌جایی من به تو رسیدم و تو، به دیگری‌ات ------------------ برگرفته از کتاب «دایره‌های بی‌دلیل»؛ نوشته‌ی  آزاده سهرابی نشر حوض نقره تو کسی را دوست داری و او، دیگری را

من، تو را

و تو، دیگری را

او، من را

و من، دیگری را

این مهره‌ها را هرطور بچرخانی

تمام نمی‌شود این بازی

با این همه؛

بیا

سرگرم می‌شویم

شاید هم لحظه‌ای در این جابه‌جایی

من به تو رسیدم

و تو، به دیگری‌ات

------------------

برگرفته از کتاب «دایره‌های بی‌دلیل»؛ نوشته‌ی  آزاده سهرابی

نشر حوض نقره

]]>
سرزمین «مهر» و «درندگی» 2009-04-30T01:58:05+01:00 2009-04-30T01:58:05+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/343 پویا نعمت الهی اگر از ما بخواهند که ویژگی‌های  مبرز یک ایرانی را توصیف کنیم، مسلماً اول از همه از خصائل مثبت و صفات حمیده‌ای چون مهربانی و مهمان‌نوازی و عطوفت و علاقه به شعر و هنر و  ... یاد  خواهیم کرد. صرف‌نظر از تهوع‌آور بودن این سؤال و البته سرگیجه‌آور بودن پاسخ‌های کلیشه‌ای‌تر ما به آن، اگر از منظر نگاه بدینانه به این قضیه نگاه نکنیم و اگر بخواهیم صرفاً نگاه خوش‌بینانه‌ داشته باشیم، باید گفت گفت که اغراق در بیان واقعیات و جمع‌کردن یک ویژگی  برای کل افراد آن جامعه، نه تنها واجد هیچ اعت اگر از ما بخواهند که ویژگی‌های  مبرز یک ایرانی را توصیف کنیم، مسلماً اول از همه از خصائل مثبت و صفات حمیده‌ای چون مهربانی و مهمان‌نوازی و عطوفت و علاقه به شعر و هنر و  ... یاد  خواهیم کرد.

صرف‌نظر از تهوع‌آور بودن این سؤال و البته سرگیجه‌آور بودن پاسخ‌های کلیشه‌ای‌تر ما به آن، اگر از منظر نگاه بدینانه به این قضیه نگاه نکنیم و اگر بخواهیم صرفاً نگاه خوش‌بینانه‌ داشته باشیم، باید گفت گفت که اغراق در بیان واقعیات و جمع‌کردن یک ویژگی  برای کل افراد آن جامعه، نه تنها واجد هیچ اعتبار دقیق و همه‌جانبه‌ای نبوده، بلکه برعکس، گزاره‌ی مورد نظر فوق را هم  از کارکرد منفی برخوردار خواهد ساخت. دلیل ‌اش هم این‌که قسمت زیادی از آن خصائص مثبت، اصولاً اکتسابی است (یعنی چنین نیست که بنده‌ی نوعی از شکم مادرم مهمان‌نواز و مهربان و مهرورز بیرون آمده باشم).

بگذریم. موضوع بحث من، سررسیدی است که تازه به دستم رسیده است.

نمی‌دانم طراح محترمی که طرح روی جلد این سررسید را ارائه داده است، در مورد ایران و ویژگی‌های ایرانی‌بودن، چه برداشتی داشته است.

در این تصویر می‌بینیم که عبارت «ایران؛ سرزمین مهر»، در ذیل عکسی نگاشته‌ شده است که  یک شیر، به یک گاو حمله کرده و در حال دریدن اوست.

حالا آن «مهر» کجا و این «درندگی» کجا؟

]]>
در حاشیه‌ی متن یک ایمیل 2009-04-29T05:16:11+01:00 2009-04-29T05:16:11+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/342 پویا نعمت الهی چند وقت پیش  این یادداشت را دیدم که از  بحران بی‌مخاطبی در فضای مجازی  و همچنین بی‌فایدگی تلاش در این فضا سخن گفته بود. اگر از برخی افراد شناخته‌شده و صاحب‌نام بگذریم، باید اظهار داشت که تا حدود زیادی حق با اوست.   شاید حتی اگر سیاست «یکی به نعل؛ یکی به میخ» را هم در پیش نگرفته باشیم و حرف‌های منتشره در وبلاگ‌هایمان را  به مثابه‌ی دیدگاه‌های واقعی خودمان در قبال مسائل و موضوعات مبتلا‌به جامعه بدانیم (چه

چند وقت پیش  این یادداشت را دیدم که از  بحران بی‌مخاطبی در فضای مجازی  و همچنین بی‌فایدگی تلاش در این فضا سخن گفته بود.

اگر از برخی افراد شناخته‌شده و صاحب‌نام بگذریم، باید اظهار داشت که تا حدود زیادی حق با اوست.  

شاید حتی اگر سیاست «یکی به نعل؛ یکی به میخ» را هم در پیش نگرفته باشیم و حرف‌های منتشره در وبلاگ‌هایمان را  به مثابه‌ی دیدگاه‌های واقعی خودمان در قبال مسائل و موضوعات مبتلا‌به جامعه بدانیم (چه سیاسی و چه فرهنگی و چه اقتصادی و ...)،  ولی باز هم ظاهراً کسی به آن مواضع توجه نخواهد کرد.

دلیل‌اش هم این ایمیل که اخیرا از طرف یکی از این سایت‌های درپیتی اصول‌گرا (از همین‌هایی که به طور فصلی و به مناسبت مقوله‌ی انتخابات پیش‌رو به راه می‌افتند و البته زود هم چراغ عمرشان به خاموشی می‌رود) برایم ارسال شده است.


]]>
نقد اندیشه‌های اقتصادی میرحسین + این یک مطلب انتخاباتی نیست 2009-04-25T23:28:04+01:00 2009-04-25T23:28:04+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/341 پویا نعمت الهی خیلی اتفاقی دیدم که تعدادی از دوستان، سایتی با موضوع بررسی آرای اقتصادی آقای میر‌حسین موسوی راه انداخته‌اند. از من هم دعوتی به عمل نیامده بود. ولی جسارت ژورنالیستی مانع از آن شد که بگذارم کمی باد بی‌تفاوتی بوزد. در نهایت، حاصل‌اش همین یادداشت بود. در ابتدا باید عرض کنم که میر‌حسین برای ما عزیز و محترم است. یادداشت حاضر هم نه چیزی از اعتبار و احترام او می‌کاهد و نه چیزی بر اعتبار من می‌افزاید. وظیفه‌ی ما به عنوان روزنامه‌نگار، چیزی جز نقد منطبق بر مبانی اصولی و پذیرفته‌شده‌ی علمی نیست خیلی اتفاقی دیدم که تعدادی از دوستان، سایتی با موضوع بررسی آرای اقتصادی آقای میر‌حسین موسوی راه انداخته‌اند. از من هم دعوتی به عمل نیامده بود. ولی جسارت ژورنالیستی مانع از آن شد که بگذارم کمی باد بی‌تفاوتی بوزد. در نهایت، حاصل‌اش همین یادداشت بود.

در ابتدا باید عرض کنم که میر‌حسین برای ما عزیز و محترم است. یادداشت حاضر هم نه چیزی از اعتبار و احترام او می‌کاهد و نه چیزی بر اعتبار من می‌افزاید. وظیفه‌ی ما به عنوان روزنامه‌نگار، چیزی جز نقد منطبق بر مبانی اصولی و پذیرفته‌شده‌ی علمی نیست و مخاطب فهیم است که در عرصه‌ی نشر و جری اطلاعات، ما را یاری می‌رساند. ذکر این نکته از آن جهت ضروری است که این‌روزها بازار تخریب و تخطئه بسیار داغ است و این امکان وجود دارد که گروه‌های رقیب آقای موسوی از این‌گونه یادداشت‌ها در راستای تخریب ایشان بهره ببرند که البته به شدت مخالف چنین رویه‌ای هستیم.

اما برسیم به موضوع بحث که همان باورهای اقتصادی آقای موسوی است (از این به بعد به اختصار، ایشان را «میر حسین» خطاب می‌کنیم و چه چیزی بهتر از این‌که شخصیت دوست‌داشتنی ایشان را با نام کوچک ثبت کنیم).

محور مباحث ما، حول «مانیفست اقتصادی میر‌حسین» می‌چرخد (که خود ایشان از آن تحت عنوان «ٰگزاره‌های اقتصادی 51 گانه» نام بردند).

در جلسه‌ی مورخ 27 فروردین در جمع فعالین و کارشناسان اقتصادی، اولین فراز خطابه‌ی میر‌حسن این بود که «با پایان جنگ؛ اقتصاد جنگی هم پایان یافته است».

این جمله با تشویق حضار روبه‌رو شد که من اصلا معنی آن تشویق را نفهمیدم. این گزاره ها به قدری واضح و شفاف و بدیهی بود که به نظر من لزومی به بیان آن در جلسه نبود (آن هم جلسه‌ای که تعداد زیادی کارشناس و فعال اقتصادی در آن حضور داشتند). مگر عقل سالمی پیدا می‌شود که تایید کند شرایط فعلی مشابه شرایط جنگی اقتصادی است که لازمه‌اش هم «غیرجنگی» بودن شیوه‌ی اداره‌ی اقتصاد باشد.

همین اولین جمله‌ی میر‌حسین و استقبال حضار از آن، مرا به شک انداخت که میرحسین ظاهرا چیز دقیق و دندان‌گیری برای عرضه در حوزه‌ی اقتصاد ندارد و یا حداقل این‌که در شناخت سطح‌فکری کارشناسان اقتصاد (یا مخاطبان آن جلسه) از کارآیی لازم رخوردار نیست و یا این‌که او را در این مورد به خوبی توجیه نکرده‌اند.

میرحسین در صحبت‌هایش اظهار داشت که:

«منابع کشور باید به‌گونه‌ای تخصیص یابد که زمینه‌ی رشد کشور فراهم شود... که محوریت این وظیفه برعهده‌ی بخش خصوصی است».

نیاز به توضیح ندارد که این جمله به شدت سهل و ممتنع است.

سهل از آن بابت که بسیار سریع‌الفهم و شیرین است و ممتنع از آن بابت که در ذات خود، واجد هیج نکته و مدلول راهبردی نیست و همه‌ی مقامات کشور هم در همه‌ی برهه‌های زمانی بر همین جمله تکیه داشته‌اند (و می‌توان اکنون عملکرد همه‌ی آن ها را مورد اندازه‌گیری قرار داد).

میرحسین سپس ادامه داد که :

«بخش خصوصی، عامل اصلی در تحقق رشد و توسعه‌ی اقتصادی کشور است»

این گزاره هم به همان عارضه‌ی جمله‌ی بالا دچار است.

میرحسین سپس نقش بخش دولتی را در کنار بخش خصوصی بااهمیت شمرد و اظهار داشت:

«هیچ تجربه‌ی موفقی در توسعه نداریم که در آن، دولتی توانمند و برنامه‌ریز و سیاست‌گذار و ناظر و توسعه‌گرا، نقش اساسی در فراهم آوردن بسترهای مناسب برای حضور توانمند فعالان اقتصادی خصوصی را فراهم نکرده باشد»

ایشان در گزاره‌ی بعدی خود، منظورشان را از دولت توانمند و برنامه‌ریز و ... آشکار کرده و از احیای سازمان مدیریت سخن گفتند.

هرچند برنامه‌ی نامتقارن و غیرقابل‌دفاع انحلال سازمان برنامه را باید از جمله داغ‌ننگ‌های دولت ناکارآمد فعلی برشمرد، ولی بی‌انصافی است اگر بخواهیم تمام تقصیرات معضل نظام بودجه‌ریزی کشور را بر عهده‌ی دولت فعلی بگذاریم. این درد مزمن، مسلما با احیای سازمان برنامه هم راه به درمان نخواهد برد (هرچند شاید مخفف مقطعی آلام باشد).

میرحسین در بسیاری از گزاره‌های خود، به طور مشخص فقط به سرفصل‌های کلی و مبهم (اختصاصا بدون راهبرد) اشاره می‌کند که اتفاقاً همه‌ی دولت‌ها در گذشته و حال، بدان اشارات مفصلی داشته‌و مدافع سینه‌چاک آن‌ها بوده‌اند. اما این‌که هیچ‌کدام از آن دولت‌ها قادر به برآورده ساختن منویات خود در رابطه با اجرا و توفیق برنامه‌های مورد نظرشان نبوده‌اند هم فقط یک دلیل داشته و آن‌هم عدم وجود راهبردهای علمی است که خود بحث مفصل دیگری است.

دقت کنیم گزاره‌هایی چون تحقق چشم‌انداز بیست‌ساله و یا حصول به رشد هشت‌درصدی و یا حمایت از تجارت و یا تنظیم رابطه‌ی بین بخش‌های تولیدی و توزیعی و یا پذیرش سیاست‌گذاری اقصادی در تعامل با محیط بین‌الملل و یا داشتن رویکرد جامع به مفهوم رفاه و ایجاد فرصت های برابر جهت آحاد عموم و خیلی موارد دیگر را می‌توان در سرفصل «کلی‌گویی»‌های مانیفست میرحسن طبقه‌بندی کرد....
]]>
جومونگ 2009-04-25T00:23:40+01:00 2009-04-25T00:23:40+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/340 پویا نعمت الهی امروز یکی از کارکنان ساده‌دل و کم‌سواد در محل کارمان تعریف می‌کرد که یکی از همسایگان آن‌ها به خاطر آزادی جومونگ، آش رشته‌ی نذری پخته‌  و بین اهالی محل تقسیم کرده است. قبلا هم جریان مشابهی را به نقل از یکی دوستان در مورد سریال «پیتون پلیس» نقل کرده بودم که  حالا با این جریان امروز، دیگر یقین کردم که  حرف آن دوست‌مان هم درست بوده. اکنون دیگر مشخص است که  کشور کره با این سریال‌های خوش‌ساخت، سعی در ایجاد تاریخ

امروز یکی از کارکنان ساده‌دل و کم‌سواد در محل کارمان تعریف می‌کرد که یکی از همسایگان آن‌ها به خاطر آزادی جومونگ، آش رشته‌ی نذری پخته‌  و بین اهالی محل تقسیم کرده است.

قبلا هم جریان مشابهی را به نقل از یکی دوستان در مورد سریال «پیتون پلیس» نقل کرده بودم که  حالا با این جریان امروز، دیگر یقین کردم که  حرف آن دوست‌مان هم درست بوده.

اکنون دیگر مشخص است که  کشور کره با این سریال‌های خوش‌ساخت، سعی در ایجاد تاریخ مدون و مصور از گذشته‌ی خود دارد. از نظر اینان، هر چیز کوچک و کم‌اهمیت، قابلیت تبدیل شدن به یک واقعیت تاریخی (حتی در قالب افسانه) را هم دارد. البته به نظر من، فرقی نمی‌کند که افسانه باشد یا واقعیت (و یا ترکیبی از این دو)؛ بلکه مهم آن است که یک پیشینه‌ی تاریخی  پدید آید.

نکته‌ی مهم در این میانه، همانا توجه به جذابیت‌های بصری و استفاده از عنصر دراماتییزه‌ی عشق است.

به قول یکی از دوستان، چیزی در این سریال‌ها وجود دارد که در هیچ سینمای دیگری پیدا نمی‌شود.

 در آثار تصویری آن‌ها، عاشقانی وجود دارند که انگار از یک مدینه‌ی فاضله آمده‌اند. عشقی جریان دارد که شبیه عشق و عاشقی‌های روزمره نیست. عشق‌هایی که در فاصله نوشیدن دو استکان چای شروع و تمام نمی‌شود.  صبوری افسانه‌ای در آن موج می‌زند.  عشق‌ها  فرصت می‌کنند پیش از آنکه دچار روزمره‌گی شوند، پیش از آنکه اسیر حاشیه‌های لاجرم بشوند ، ریشه دهند و به قلب هم نفوذ کنند. فرصت می‌کنند درون هم را ببینند. در شرایط همدیگر را محک بزنند و در تمام این مدت در تمنای وصال بمانند و در راه عشق‌شان پرهیز کنند.

مشخصاً حس کردن چنین رابطه‌ای در یک اثر تصویری برای خیلی‌ها کافی است که زمان‌شان را صرف دیدن این‌چنین محصولاتی کنند.

اما سوال این است که آیا  همین واقعیت‌ها هم  در جامعه‌ی کره‌ای‌ها به همین شکل بروز می‌یابد؟

حالا در مورد تاریخ خودمان، حتما شما هم شنیده‌اید که مفاخر تاریخی و هنری خودمان را متعلق به «جباران تاریخ ایران» نامیده‌اند.

]]>
درباره‌ی «نیمه‌ی غایب» 2009-04-21T23:56:57+01:00 2009-04-21T23:56:57+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/339 پویا نعمت الهی چند وقت پیش در مورد کتاب «نیمه‌ی غایب» اثر حسین سناپور نوشتم  و گفتم که  سناپور در جایی اظهار داشته كه به خاطر قرار گرفتن در این موقعیت تاریخی، پدیده‌ی عشق برای دانشجویان صرفا مواجهه با تنگناهای بیرونی نخواهد بود و بلكه رو در رو شدن با درون و گذشته‌ی خود آن‌ها هم هست. این دانشجویان؛ خواه بچه‌ی روستاهای لاهیجان باشند(فرح) وخواه در یك خانواده‌ی مرفه سنتی بزرگ شده باشند (فرهاد) و چه در خانواده‌ی یك مقام عالی‌رتبه‌ی اداری (سیندخت) و یا اصلا در هر جای دیگری كه نمی‌دانیم كجاست

چند وقت پیش در مورد کتاب «نیمه‌ی غایب» اثر حسین سناپور نوشتم  و گفتم که  سناپور در جایی اظهار داشته كه به خاطر قرار گرفتن در این موقعیت تاریخی، پدیده‌ی عشق برای دانشجویان صرفا مواجهه با تنگناهای بیرونی نخواهد بود و بلكه رو در رو شدن با درون و گذشته‌ی خود آن‌ها هم هست. این دانشجویان؛ خواه بچه‌ی روستاهای لاهیجان باشند(فرح) وخواه در یك خانواده‌ی مرفه سنتی بزرگ شده باشند (فرهاد) و چه در خانواده‌ی یك مقام عالی‌رتبه‌ی اداری (سیندخت) و یا اصلا در هر جای دیگری كه نمی‌دانیم كجاست (بیژن)، همه و همه معلق و در جستجوی نیمه‌ی غایب خود هستند.


اما در همان‌جا تاکید کردم که من شخصا این طرز نگاه را به این كتاب نمی‌پسندم و معتقدم سناپور  در حال رد گم كردن و آدرس‌ غلط دادن در مورد فاكت‌هایی است كه در كتابش می‌دهد كه شاید دلیلش هم برای همه‌ی ما معلوم باشد و به نظرم نمونه‌ای از همان نبوغ ذاتی یك نویسند به شمار می‌رود.

حالا در تایید صحبت‌های من، این‌جا را ببینید که مجوز تجدید چاپ این رمان، لغو شد.

گفتنی است که یکی دیگر از رمان‌های سناپور با عنوان «لب بر تیغ» از اردیبهشت 1385 تا کنون در انتظار مجوز چاپ است.

در رمان «نیمه‌ی غایب»، سناپور با زیركی خاص خود و علاقه به جریانات دانشجویی، ظاهرا سال‌های اواخر دهه‌ی 1360 را كه رفته‌رفته حركت‌های دانشجویی در حال سر باز كردن بودند، انتخاب كرده است.

داستان رمان دوم سناپور هم با عنوان «ویران می‌‌آیی»، در دهه‌ی 1370 می‌گذرد و اشاره‌ی مستقیمی به فعالیت‌های سیاسی دانشجویی در آن دوران و همچنین پنهان‌كاری‌ و سازش‌گری سران جنبش‌های سیاسی دانشجویان با دولتمردان دارد. حسین سناپور با ضرافت و دقت به این مهم می‌پردازد كه همه‌ی آنهایی كه با اخلاص و صداقت وارد اینفعالیت‌های سیاسی دانشجویی شدند، در نهایت خسته و دلزده و افسرده و آسیب‌دیده به گوشه‌ی خود خزیده  و در عوض، سران این جنبش‌ها با زد‌و‌بند‌های سیاسی، به پست‌های مهم و نان و آب‌دار رسیدند.

------------------

پی‌نوشت: این‌جا را هم ببینید که مدیر اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد اظهار داشته‌اند که  تعدد چاپ دلیل نمی‌شود که وقتی اشتباهی صورت گرفته، جلوی آن گرفته نشود.]]>
اهمیت دموکراسی برای مردم 2009-04-20T23:27:53+01:00 2009-04-20T23:27:53+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/338 پویا نعمت الهی [... زمانیكه از مردم پرسیده می‌شود از میان تورم، اشتغال، مسكن و آزادی و دموكراسی، كدامیك دغدغه‌ی اصلی زندگی شماست و یا كدامیك اولویت اول شماست، برداشت یكسانی از این سؤال در نزد آنان تداعی نمی‌شود و لذا پاسخ‌های همگنی به آن سؤال نمی‌دهند. بنابراین اتكاء به نتایج چنین نظرسنجی‌هائی درمورد قضاوت مردم درباره دوگانه معیشت - دموكراسی حاوی اشكالات متعدد روش‌شناختی است.در مواجهه با سؤال فوق، بطور كلی سه صورت متفاوت زیر برای مردم تداعی می‌شود و طبعاً متناسب با آن به سؤال پاسخ می‌گویند...]کل این مطلب [... زمانیكه از مردم پرسیده می‌شود از میان تورم، اشتغال، مسكن و آزادی و دموكراسی، كدامیك دغدغه‌ی اصلی زندگی شماست و یا كدامیك اولویت اول شماست، برداشت یكسانی از این سؤال در نزد آنان تداعی نمی‌شود و لذا پاسخ‌های همگنی به آن سؤال نمی‌دهند. بنابراین اتكاء به نتایج چنین نظرسنجی‌هائی درمورد قضاوت مردم درباره دوگانه معیشت - دموكراسی حاوی اشكالات متعدد روش‌شناختی است.
در مواجهه با سؤال فوق، بطور كلی سه صورت متفاوت زیر برای مردم تداعی می‌شود و طبعاً متناسب با آن به سؤال پاسخ می‌گویند...]

کل این مطلب قابل تامل را در وبلاگ آقای
پرویز پدرام
ببینید.
]]>
آمار (10) 2009-04-18T02:29:25+01:00 2009-04-18T02:29:25+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/337 پویا نعمت الهی پایگاه اطلاع‌رسانی دولت در این‌جا اعلام کرده که در دوره‌ی  چهار‌ساله‌ی 1384 تا 1387، میزان سرمایه‌گذاری در صنعت نفت حدود بیش از 48 میلیارد و 300 میلیون دلار بوده است. حال آن‌که  مشاور ارشد وزیر نفت  در طرح‌های توسعه‌ای، این میزان را 60 میلیارد دلار می‌داند. ==============پی‌نوشت: برای دیدن آمار‌ها (از یک تا 9)، به این‌جا بروید.

پایگاه اطلاع‌رسانی دولت در این‌جا اعلام کرده که در دوره‌ی  چهار‌ساله‌ی 1384 تا 1387، میزان سرمایه‌گذاری در صنعت نفت حدود بیش از 48 میلیارد و 300 میلیون دلار بوده است.

حال آن‌که  مشاور ارشد وزیر نفت  در طرح‌های توسعه‌ای، این میزان را 60 میلیارد دلار می‌داند.

==============

پی‌نوشت: برای دیدن آمار‌ها (از یک تا 9)، به این‌جا بروید.


]]>
مسلمان‌زدگی افراطی 2009-04-16T05:05:31+01:00 2009-04-16T05:05:31+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/336 پویا نعمت الهی به‌لحاظ نوع کار، مشتری بیشترسایت‌ها و وبلاگ‌های حوزه‌ی نفت و انرژی هستم (البته آن‌هایی را که اطلاع دارم). چند وقت پیش باخبر شدم که آقای زنگنه (وزیر سابق نفت)  به همراه چند نفر دیگر از مدیران نفتی قبلی و فعلی، هم برای خودشان یک سایت اینترنتی تاسیس کرده‌اند که البته باید منتظر گذشت زمان بود تا بتوان  از موضع‌گیری آن‌ها در قبال موضوعات نفتی کشور، فهم دقیق‌تری به دست آورد. اما یک نکته در لوگوی این سایت برایم خیلی عجیب بود. اسم سایت آن‌ها، «ادیا»  یا  EDIAاست

به‌لحاظ نوع کار، مشتری بیشترسایت‌ها و وبلاگ‌های حوزه‌ی نفت و انرژی هستم (البته آن‌هایی را که اطلاع دارم).

چند وقت پیش باخبر شدم که آقای زنگنه (وزیر سابق نفت)  به همراه چند نفر دیگر از مدیران نفتی قبلی و فعلی، هم برای خودشان یک سایت اینترنتی تاسیس کرده‌اند که البته باید منتظر گذشت زمان بود تا بتوان  از موضع‌گیری آن‌ها در قبال موضوعات نفتی کشور، فهم دقیق‌تری به دست آورد.

اما یک نکته در لوگوی این سایت برایم خیلی عجیب بود.

اسم سایت آن‌ها، «ادیا»  یا  EDIAاست که ظاهرا حروف اول انگلیسی عبارت «مؤسسه‌ی گفتمان انرژی مسلمانان» است.

احتمالا حرف E که همان انرژی است.

حرف I   هم که باید institute   باشد (شاید هم A بیان‌گر association  است).


البته این‌ها همه فقط احتمال است و شاید اصلا عبارت (ادیا)، خودش یک کلمه‌ی معنادار دیگر باشد که نمی‌دانم و اساسا این سایت، بخش «درباره‌ی ما» ندارد.

اما می‌خواهم بگویم وقتی یک سایت اینترنتی، قرار است به مباحث و مطالب جدی در حوزه‌ی نفت بپردازد، چه‌ دلیلی برای ذکر کلمه‌ی «مسلمانان» دارد.

مگر نفت کشور، ملک طلق «مسلمانان» است؟ و یا این سایت، فقط  به «مسلمانان» اختصاص دارد.

جالب است که اگر این عنوان «ادیا»، مخفف حروف انگلیسی  معادل‌های عبارت «مؤسسه‌ی گفتمان انرژی مسلمانان» باشد، پس چرا هیچ حرفی از M به عنوان مصداق Moslems  ندارد؟

 

 

]]>
آمار (9) + رشد اعجاب‌انگیز سرمایه‌گذاری نفتی در سال 1387 2009-04-12T03:52:42+01:00 2009-04-12T03:52:42+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/335 پویا نعمت الهی در این‌جا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دولت ذکر شده که  مجموع سرمایه‌گذاری انجام شده در صنعت نفت طی دولت نهم (نسبت به دولت هشتم) حدود  99/76 درصد رشد داشته و از 27 میلیارد و 300 میلیون دلار به 48 میلیارد و 320 میلیون دلار رسیده است. اما در این‌جا دیدیم که طبق آمار معاوت امور هیدروکربونی وزارت نفت، میزان سرمایه‌گذاری طی سال‌های 1384 تا 1386 حدود 46 میلیارد و ششصد میلیون دلار بوده است. با این اوصاف، در سال 1387 فقط حدود یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار سرمایه‌گذاری صورت

در این‌جا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دولت ذکر شده که  مجموع سرمایه‌گذاری انجام شده در صنعت نفت طی دولت نهم (نسبت به دولت هشتم) حدود  99/76 درصد رشد داشته و از 27 میلیارد و 300 میلیون دلار به 48 میلیارد و 320 میلیون دلار رسیده است.

اما در این‌جا دیدیم که طبق آمار معاوت امور هیدروکربونی وزارت نفت، میزان سرمایه‌گذاری طی سال‌های 1384 تا 1386 حدود 46 میلیارد و ششصد میلیون دلار بوده است.

با این اوصاف، در سال 1387 فقط حدود یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار سرمایه‌گذاری صورت گرفته است.

این در حالی است که طبق گزارش معاونت هیدروکربنی، فقط در سال 1384 حدود 9 میلیارد و هشتصد میلیون دلار سرمایه‌گذاری فقط در شرکت ملی نفت و شرکت ملی گاز ایران انجام شده که با این اوصاف، میزان سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران در سال 1387 در مقایسه با سال اول برنامه‌ی توسعه حدود 400 درصد کمتر شده است.


شرح – میزان سرمایه‌گذاری

شرکت ملی نفت

شرکت گاز

سال 1384 از محل

منابع داخلی

3600

2100

سال 85 از محل منابع داخلی

4200

2900

سال 86 از محل منابع داخلی

7300

1400

جمع از این محل

15100

6400

 

 

 

سال 84 از محل منابع خارجی

3100

1000

سال 85 از محل منابع خارجی

2700

1500

سال 86 از محل منابع خارجی

1000

2300

 

جمع از این محل

6800

4800

 

 

 

جمع کل از هر دو محل طبق گزارش معاونت هیدروکربونی

21900

11200





















لینک مرتبط:

آمار (8) را در این‌جا و بقیه‌ی آمارها را هم در این‌جا ببینید

]]>
قیصر 2009-04-11T23:32:33+01:00 2009-04-11T23:32:33+01:00 tag:http://pooya1973.mihanblog.com/post/334 پویا نعمت الهی ده‌نمکی: فیلم «اخراجی‌ها»، «قیصر» زمانه است!طوسی: بیشتر از کوپن‌ات حرف می‌زنی. ... اگر «قیصر» تصمیم می‌گیرد به آن کافه‌ی ساز و ضربی پیش «سهیلا فردوس» برود، تنها چیزی که برایش مهم نیست رقص و بشکن و بالابنداز است. او فقط به قصاص می‌اندیشد و ستیز با «منصور آب‌منگل» تا این آخرین نیروی شر دنیای تراژیک خود را بفرستد آن دنیا... قیصر دوران ما در آن جرقه‌هایی که از آتش‌چرخان نامزدش اعظم به هوا می‌پرید، عشق و تمنا و انتقام را با هم می‌دید... اما این قیصرهای سه میلیاردی یا یک چیزی‌شان م

ده‌نمکی: فیلم «اخراجی‌ها»، «قیصر» زمانه است!

طوسی: بیشتر از کوپن‌ات حرف می‌زنی.

... اگر «قیصر» تصمیم می‌گیرد به آن کافه‌ی ساز و ضربی پیش «سهیلا فردوس» برود، تنها چیزی که برایش مهم نیست رقص و بشکن و بالابنداز است. او فقط به قصاص می‌اندیشد و ستیز با «منصور آب‌منگل» تا این آخرین نیروی شر دنیای تراژیک خود را بفرستد آن دنیا... قیصر دوران ما در آن جرقه‌هایی که از آتش‌چرخان نامزدش اعظم به هوا می‌پرید، عشق و تمنا و انتقام را با هم می‌دید... اما این قیصرهای سه میلیاردی یا یک چیزی‌شان می‌شود یا حضور فاعلانه‌شان در یک میزانسن شلوغ و درهم، محلی از اعراب ندارد. این آتراکسیون و شوی «ملی و میهنی»، ناخودآگاه ما را به یاد نمایشنامه‌های کمدی موزیکال تئاترهای لاله‌زار در دوران هویت باختگی‌اش می‌اندازد که چند دقیقه قبلش «آغاسی»، «دوست دارم لیلی» و «لب کارون» را با سینه تکان دادن و دستمال‌چرخاندنش می‌خواند...

پی‌نوشت:

ده‌نمکی: به من می‌گویند «مایکل مور»!

]]>