تبلیغات
نفت و اقتصاد و چیزهای دیگر - نامه ای به کیشلوفسکی

نامه ای به کیشلوفسکی

تاریخ:1386/09/7-03:11

راستش من به قدری شیفته آثار کیشلوفسکی هستم که از شما چه پنهان گاهی اوقات سری به اینترنت می زنم تا شاید بتوانم تحلیل ها ی جدیدی  درباره فیلمهای او پیدا کنم .

در یکی از این جستجوها ، به این نامه برخورد کردم .

نامه فوق ، نوشته یکی از تهیه کنندگان فعلی تلویزیون است که طی آن  ، به اولین تجربه مشاهده یکی از فیلمهای کیشلوفسکی ( کوتاه درباره عشق ) در دوران دانشجویی در دانشکده سینما  پرداخته شده و اینکه چگونه با همین فیلم ، عاشق کیشلوفسکی شده و همچنین اینکه چه نفس هنرمندانه منحصر بفردی  در روح فیلمهای او  جریان دارد و این نفس را نمی شود کپی کرد.

می توانید نامه را در ادامه ببینید:

شرمنده ام ...استاد کیشلوفسکی !

استاد کیشلوفسکی !
امروز که نیستی و چند سالی از مرگت می گذرد ، در این سوی جهان ، در شرق ، من نشسته ام پشت کامپیوترم و میخواهم در یک تالار گفتگو نامه ای را برایت بنویسم ، من اصلا نمی دانم اعضای این انجمن سینمائی در این تالار چقدر تو را می شناسند و یا دوستت دارند ، حدس میزنم کسی برای خواندن این نامه نیاید ، اما دلم میخواهد به من اجازه دهی در این فضای گمنام کمی از تو و فیلم شاهکارت " فیلمی کوتاه در باره عشق " بگویم . خیلی راحت ، خیلی صمیمی ، شاید این طوری بتوانم کمی از این حس خوب و بی نظیری که از تو و فیلمت دارم بیان کرده باشم .

استاد !
آن روزی که برای اولین بار فیلمت را دیدم دانشجوی سینما در دانشکده ای بودم که تنها چیزی که در آن نبود سینما بود . استادانم همه سوادشان را اگر جمع می کردی می شد فیلمنگاری بونوئل ، و پز روشنفکرانه سینمائیشان هم تحلیل فیلمهای آندره وایدا - رومن پولانسکی و تارکوفسکی بود . در آن روزها یکی از استادان در فیلم ایثار تارکوفسکی رگه های عارفانه مولانا را رصد کرده بود و اصرار داشت که ما دانشجویانش در پلان پلان آن فیلم رد پای کشف و شهود مولوی را پیدا کنیم !!! در این جماعت بود که یکی از روزها دوستی پنهانی یک فیلم ویدوئی را به من داد ( آن وقت برای ما سینماگران نسل بعد فیلم دیدن جرم بود و حراست اگر از ما فیلمی می گرفت .........


شرمنده ام ...استاد کیشلوفسکی !
استاد کیشلوفسکی !
امروز که نیستی و چند سالی از مرگت می گذرد ، در این سوی جهان ، در شرق ، من نشسته ام پشت کامپیوترم و میخواهم در یک تالار گفتگو نامه ای را برایت بنویسم ، من اصلا نمی دانم اعضای این انجمن سینمائی در این تالار چقدر تو را می شناسند و یا دوستت دارند ، حدس میزنم کسی برای خواندن این نامه نیاید ، اما دلم میخواهد به من اجازه دهی در این فضای گمنام کمی از تو و فیلم شاهکارت " فیلمی کوتاه در باره عشق " بگویم . خیلی راحت ، خیلی صمیمی ، شاید این طوری بتوانم کمی از این حس خوب و بی نظیری که از تو و فیلمت دارم بیان کرده باشم .
استاد !
آن روزی که برای اولین بار فیلمت را دیدم دانشجوی سینما در دانشکده ای بودم که تنها چیزی که در آن نبود سینما بود . استادانم همه سوادشان را اگر جمع می کردی می شد فیلمنگاری بونوئل ، و پز روشنفکرانه سینمائیشان هم تحلیل فیلمهای آندره وایدا - رومن پولانسکی و تارکوفسکی بود . در آن روزها یکی از استادان در فیلم ایثار تارکوفسکی رگه های عارفانه مولانا را رصد کرده بود و اصرار داشت که ما دانشجویانش در پلان پلان آن فیلم رد پای کشف و شهود مولوی را پیدا کنیم !!! در این جماعت بود که یکی از روزها دوستی پنهانی یک فیلم ویدوئی را به من داد ( آن وقت برای ما سینماگران نسل بعد فیلم دیدن جرم بود و حراست اگر از ما فیلمی می گرفت سر و کارمان با منکرات بود ! ) فیلم را داخل ویدئوی کلنگی خانه ام گذاشته ام دلهره داشتم . اما اولین پلان فیلمت را دیدم که حالم خراب شد و تا آخر فیلم هم نشستم زار زار گریه کردم . از همان آخرین تیتراژ پایانی تا همین الان که دارم می نویسم بابت همه عشق ها و عاشق شدن هایم شرمنده ام . میدانی استاد ! این فیلم 97 دقیقه ای تو مهمترین دست آوردش همین است . اینکه عشاق عالم را خجالت زده کند و به این باور برساند که عشق و عاشقی دست نیافتنی تر از آن است که خیالش را دارند .
استا کیشلوفسکی بزرگ !
باور کن تا همین امروز راز آن تلسکوپ یا دوربینی که پسر قهرمان فیلمت از پشت آن ، زن را می دید که بغل این و آن می لولد ، برایم کشف ناشده باقی مانده است . یا نمی توانم آن لحظه ای را که در رستوران پسر دست زن را می گیرد و از حال می رود برای خودم حلاجی کنم . چه معجزه غریبی در این فیلمت به کار برده ای که تا این حد شگفت انگیز و غیر قابل تقلید شده است ؟ چند سال بعد که فرصتی دست داد تا اولین فیلم خودم را کارگردانی کنم ، خیلی سعی کردم سکانس خودکشی قهرمان فیلمت را در وان حمام عینا کپی کنم . حتی اندازه نماها و دکوپاژ را مطابق همان سکانس برنامه ریزی کردم اما نشد و فکر میکنم که هیچ وقت هم نمی شود . حالا که با تجربه تر هستم ( اگر چه سه فیلم بیشتر نساختم و بعدش شدم تهیه کننده تلویزیون و یه دوجین سریال و فیلم داستانی تهیه کرده ام ) فهمیدم که نفس هنرمندانه تو در روح فیلمهایت جریان دارد و این نفس را نمی شود کپی کرد . همین فیلمت آنقدر ساده است در اجرا که شاید هر فیلمساز آماتوری با ابتدائی ترین امکانات بتواند نمونه اش را بسازد . اما فیلم تو نمی شود و هیچ سینماگری در تمام تاریخ بعد از این سینما نخواهد توانست یک فریم از فیلمهای تو را خلق کند .
استاد !
سینما برای خیلیها نانوائی است ، برای خیلی دیگر دکان معامله و تجارت است ، برای کسانی هم ژست روشنفکری و ادای هنرمند بودن و خیلی هم از سینما به جای منبر استفاده می کنند . اما سینما برای تو فقط سینماست . آن هم سینمای خاص و بالنده و پویا و ماندنی . جائی خواندم که اسپیلبرگ در باره تو گفته : همه احساس بشر در فیلمهای کیشلوفسکی متبلور شده است ... حرف خوبی است . قبول دارم . تو همه عمرت را با سینمای تجاری مبارزه کردی و حاضر نشدی در این جریان حتی برای دمی نفس بکشی . فکر کنم بدانم برای چه ...چون سینما را برای بیان احساس نابی میخواستی که تمام وجودت را گرفته بود .
استاد !
فیلم تو را امروز هم دیدم و باز برای هزارمین بار گریه کردم ... و باز هم خواهم گریست . اما گریه امروز من بیشتر برای خودم بودم . منی که سینما را با فیلمهای تو معنا میکردم . در کارم و حرفه ام تبدیل به آدمی شده ام که سریال هایش تنها میتواند شش ماه عمر کند . هیچ کدام از آثاری که تا به حال تهیه کرده ام سال بعد از ساختش به درد نمایش نمی خورده است . چقدر من حقیرم ...چقدر دلم برای خودم می سوزد ..جوانی که روزی فکر میکرد که فیلمهایش تنه خواهد زد به آثار تو امروز بعد از فیلمبرداری یکی از سریالهای مزخرفش آمده دزدکی در یکی از تالارهای گفتگو اینترنت برای کسانی که تو را نمی شناسند از عشق تو میگوید ...این دیگر باعث شرمندگی بیشترم شد ...
استاد !
اجازه بده همینجا این نامه نیمه کاره را رها کنم و بیش از این باعث مکدر شدن روح بلند تو نباشم ...
شرمنده ام !!!!!!


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How we can increase our height?
1396/06/11 20:36
I used to be recommended this blog by way of my cousin. I'm
not certain whether this publish is written via him as nobody
else know such unique approximately my difficulty. You're
incredible! Thanks!
Estela
1396/02/24 23:03
Hi everyone, it's my first go to see at this site, and article is actually fruitful for me, keep up posting these articles.
فرهاد
1388/07/19 10:41
بیشتر از این نمی تونم بگم که:هنوزم که هنوزه هر بار که فیلم های کیشلوفسکی می بینم (اونم برای بار چندم) توش یه چیز جدید پیدا می کنم.
aya
1388/01/28 23:17
با سلام خدمت شما
می توانید پک فیلم های تارکوفسکی را با زیرنویس پارسی از سایت ما تهیه فرمایید ، سایت ما همچنین دارای 3 مصاحبه با تارکوفسکی می باشد
www.30nemacinema.freetzi.com
کیا
1387/10/5 19:25
نامه ی قشنگی بود
یاد روزی افتادم که خیلی راحت رفتم توی مغازه و خیلی راحت ده فرمان کیشلوفسکی رو سفارش دادم
خیلی راحت نشستم و نگاش کردم ولی آخرش بود که اون دلهره بوجود اومد با اینک از قبل سه گانه آبی و...
رو دیده بودم اصلا فکر نمی کردم با همچین چیزی مواجه بشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo