یک شعر از خودم

تاریخ:1386/06/1-11:08

درمیان چشم تو بینم حکایتهای عشق

گفته های زود رنج و دلربایی های عشق

آن نوای آشنایی را به لب می آورم

آخرش دیدی چه شد آن آشنایی های عشق ؟

دست در دست هم و همراز قلب یکدگر

همسفر در کوچه باغ دلنوازی های عشق

مدعی بودم فراقت را تحمل می کنم

وه ! چه غافل بودم ازاین ناتوانی های عشق

بی خبر از دست گردنی " رها "  اما مشو

محو احساسات خود از کامیابی های عشق



نوع مطلب : شخصی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات